محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
31
أسماء الأدوية ( فارسى )
آبغوره : ماء الحصرم است آب باران : ماء المطر است آب چكيده از كوزه : ماء القطر است آب پنير : ماء الحين است آب آهنتاب : ماء الحديد است آبگون : نشاسته 12 آب دندان : جنسى از امرود و قسمى از رمان و نام نوعى از حلواست آبدارو : موميائى است آبق و آبك : باصطلاح اكسيريان زيبقست آبى : سفر جل است آبگينه : زجاج است آتجو : سلت است آچين : گلاچين است آچار : مخللات است آذرگون : آذريون است آرغيس : به عربى عود الريح و به فارسى پوست بيخ زردشده نامند بالجمله پوست بيخ انبر باريس است آريدبريد : دوائى است فارسى نزد غافقى و بغدادى بيخ سوسن احمر برى است و بقول انطاكى بيخ سوسن سفيد است آرد : دقيق است آرد سبوسدار : خشكا است آرد ميده : سميد است آردكنار : سويق النبق است